تبليغاتX
زندگی زیباست - خدا را بخوان...

خدا را بخوان...

بیست و یکم اردیبهشت 1387

 

   هست طومار دل من به درازای ابد  

                                    بر نوشته ز سرش تا سوی پایان: تو مرو

 

 

همه روزهای دیروز را مثل مهره های تسبیح در نخ زمان رشته کن.

به یاد بیاور لحظه هایی را که نمی دانستی و می ترسیدی و لحظه هایی که دانستی و باز ترسیدی!

 

به یاد بیاور، زمانی را که در تنگنا و تنگدستی از فردا و فرداها واهمه داشتی و زمانی را که غرق در نعمت و شادکامی و ثروت بودی و باز واهمه داشتی!

 

به یاد بیاور! زمانی را که در حسرت و تنهایی می سوختی و به دنبال کسی بودی تا با او همراه و همراز شوی که دلواپسی هایت را از جان و دلت بتکاند و زمانی که کسی را یافتی، همراهت شد و تو باز دیدی که تنهاتر و تنهاتر شدی!

 

به یاد بیاور، روزهایی را که در رنج و فراق اشک ریختی و تصور کردی که باختی! و روزهایی که آرزوهایت را یک به یک، طلب کردی و از روی شعله های اجابت شان پریدی و یافتی. اما باز احساس ناکامی و نارضایتی داشتی.

 

در همه این لحظه ها و روزها کسی با تو بود که تو او را نمی دیدی، کسی که با نشانه هایش تو را هدایت می کرد. اگر بعد از رسیدن به مطلوبی، بی قرار و اندوهگین می شدی، اگر بعد از عبور از بعضی از رویاهات، باز چیز دیگری می خواستی، از این شاخه به آن شاخه می پریدی، او تو را به سوی بی سوی خود دعوت می کرد. تو را به سمت جاودانگی و آزادی هدایت می کرد و تو نمی دیدی!

 

او در مسیر هدایت تو، فراز و نشیب های بسیاری آفرید تا تو رشد کنی و به تعالی برسی. اما تو گاهی با دستاوردهای کوچک مادی، آن چنان سرگرم می شدی که او را فراموش می کردی و یا آن چنان درگیر حل معضلات زندگی می شدی که از شدت فشار و خستگی، یادی از او نمی کردی!

 

پروردگار همیشه از قبل از میلاد تو و بعد از میلاد تو و تا همیشه، همراه تو بوده و هست و خواهد بود!

 

تو او را صدا زدی در حالی که او همواره تو را صدا می زند!

 

هرگاه خدا را بخوانی، آماده دریافت نشانه هایش باش. او به هر شکلی و در هر موجودی و در هر کلامی بر تو تجلی می کند. بر تو می تابد و تابش او نوری فراراه تو خواهد بود که با آن می توانی راه پیش رویت را ببینی و پیش بروی.

 

او را دوباره بخوان...

 

 

+ ساعت 19 به قلم زری |